.•*´¨`*•.¸●۩● ...از فهمیده چه فهمیده ایم ؟...●۩●•*´¨`*•.¸


كاش از اخلاصتان یك جرعه بر می داشتم
بی ریاتر رنگی از جنس سحر می داشتم
كاش مانند شما ای رهگذاران غریب
از درون خویشتن بهتر خبر می داشتم
كاش مانند شما در عرصه ی خون و خطر
عافیت نه عاقبت را در نظر می داشتم
كاش می ماندم كنار سنگر اشك شما
وز برای آبرو چشمان تر می داشتم
كاش در سوز و گداز جبهه ی ایمان و عشق
سینه ای از آتش دل شعله ور می داشتم
كاش می شد می گشودم معبری سمت افق
از شما یك تن در این ره همسفر می داشتم
كاش در كانال ها آن سوی خط ـ آن سوی دل
در عبور از خویشتن شوق خطر می داشتم
كاش می شد انتهای خاكریز عاشقی
سایه ی لطف شهیدان را به سر می داشتم
بال و پر یعنی شهادت ـ آه ـ ماندم بی نصیب
می رسیدم تا خدا; گر بال و پر می داشتم


آسمانیان تماشاگه ستاره های نورانی و درخشان زمین اند همانگونه که ستاره های آسمان بر
اهل زمین جلوه گری می کنند انسان هایی نیز روی کره ی خاکی همانند ستاره اهل آسمان را به
تسبیح خداوند واداشته اند.
آنان را از اعتراض به آفرینش انسان شرمسار می کنند.
خدا نیز به آن ها مباهات کرده به آفرینش چنین خلیفه ای در زمین افتخار میکند
یکی از این ستاره های به ظاهر کوچک ولی بسیار پرنور و حیرت انگیز شهید نوجوان محمد حسین
فهمیده است که نامش و یادش تا ابدیت جاودانه خواهد ماند...
عشق و شور، طراوت و پاکی، شجاعت و سرسختی، استقلال طلبی و عدالت خواهی، ايثار و از
خود گذشتگی، استعداد و توانايی، و ... از جمله ويژگيهايی هستند که سراسر وجود هر جوانی
مالامال از آنهاست. در دوران جوانی روح عرفان، اخلاق و معنويت متجلی شده و جوانان آماده
پذيرش فضيلت ها و ارزشهای الهی ميشوند و زمينه های کمال طلبی در آنان بروز می کند؛ از اينرو
بخش متنابهی از سرمايه گذاری ها و برنامه ريزی های دست اندرکاران امر تعليم و تربيت و
تلاشگران عرصه های فکری و فرهنگی متوجه اين قشر می باشد؛
و محور اساسی سياست گذاری های فرهنگی، اجتماعی، سياسی و مخاطب اصلی رسانه های
جمعی همواره جوانان بوده و خواهند بود.
ويژگيها و استعدادهای نهفته در وجود جوانان مناسبترين زمينه برای طراحی و ايجاد هرگونه تغيير و
تحول فردی و اجتماعی است، بطوريکه چرخ های انقلاب ها و تحوّلات متعدّدی توسط اين گروه به
حرکت درآمده و سرعت می گيرد.
کنکاش در تاريخ ملل مختلف و از جمله جريانات حاکم بر جهان در طول ساليان گذشته مؤيد اين
مدعاست.
بخش انبوهی از بازيگران و نقش آفرينان حوادث مختلف ، جوانان بوده و امکانات و انرژی های
بسياری مصروف جذب و هدايت آنان بسمت اهداف معين ( اعم از مثبت و منفی، ارزشی و ضد
ارزشی) شده است.
"شهيد فهميده" يكي از هزاران نونهال فهميده ، و دانش آموز بسيجي كشور ماست كه با نثار خون
پاك خويش بر طراوت و سرخي خون شهداي انقلاب اسلامي و جنگ تحميلي افزود. وي دوران
كودكي و نوجواني خود را به صورتي سپري كرد كه همواره آبستن حادثه اي بود. حوادثي كه در
شكل گيري شخصيت او مؤثّر واقع شد.
او با سرمايه عظيمي از فهم و درك و درايت انقلابي و اسلامي خويش و به دنبال طوفان حوادث
انقلاب، وارد جنگ تحميلي شد و با وجود كمي سن، خود را به خونين شهر قهرمان رساند و با
اقدامي آگاهانه و شجاعانه، نام خود را در دفتر شهيدان هماره زنده تاريخ ثبت كرد.
از آنجا كه اين دانش آموز رزمنده بسيجي، با ايمان و بينش عميق و استوار در جنگ با دشمن پيش
قدم و با نيل به شهادت، درس شجاعت، فداكاري و مقاومت را به همه بسيجيان و امّت حزب الله
آموخت، امام بزرگوارمان اين نوجوان 12 ساله را رهبر قلمداد فرمود، چرا كه نام و ياد او منشأ
حماسه هاي سترگ شد و تحولي عظيم در شيوه دفاع مقدس و نبرد رزمندگان اسلام با كفر فراهم
كرد و راه پيروزي و سرافرازي را يكي پس از ديگري ، هموار ساخت.
امروز شهيد فهميده ، به حق، الگوي شايسته و تصوير برجسته اي از ايثار و جهاد و شهادت براي
دانش آموزان بسيجي و جوانان كشور ماست، به گونه اي كه حماسه سازي هاي فهميده و ديگر
فهميده هاي ميهن اسلامي، مي تواند يادآور دوران دفاع مقدس و ارزشهاي والاي آن دوران باشكوه
باشد.
رهبر معظم انقلاب نيز درباره آن شهيد گرانقدر فرمود:
"زنده نگهداشتن ياد و حادثه شهادت دانش آموز بسيجي، شهيد فهميده از اصالت هاي دفاع
مقدس است."
شهید محمد حسین فهمیده،بسیجی 13 ساله ای بود كه با ثبت نام بزرگ خویش در تاریخ
بشریّت، روز 8 آبان را به نام "روز نوجوان " نامگذاری كرد و اهمّیّت فداكاری وی تا حدّی بود كه از
سوی بنیانگذار جمهوری اسلامی ، عنوان " رهبر " را نیز به خود اطلاق داد وصد البتّه تفسیر و
شرح كلام حضرت امام ، این است كه زندگی این جوان ، می تواند به عنوان راهبر والگوی جوانان
میهن ما قرار بگیرد ودرس شجاعت و شهامت و وطن دوستی و اسلام خواهی برای نوجوانان و
جوانان ما واقع شود.

شهید محمّد حسین فهمیده در اردیبهشت ماه سال 1346، در شهر مقدّس قم ، متولّد شد.
دوران کودکی را به همراه سایر فرزندان خانواده ، (به خصوص برادرش داوود که وی نیز در جبهه ها به
شهادت رسید ) با صفا و صمیمیّت ، سپری کرد.
در سال 1352 ، در قم پا به مدرسه نهاد و کلاس اول ابتدایی را با معلّمی روحانی گذراند که با
آموختن نکات فراوان علمی ، و اجتماعی ، تأثیر زیادی در ساختن شخصیّت او داشت.
کلاس های دوّم و سوّم و چهارم ابتدای را نیز در شهر قم و در همان مدرسه پشت سر گذاشت و
سال های بعدی تحصیلاتش را به دلیل انتقال خانواده به کرج ، در این شهر ، ادامه داد.
شهید محمّد حسین فهمیده که همیشه او را حسین صدا می کردند – کلاس های اوّل و دوّم
راهنمایی را در مدرسه ی راهنمایی خیابانی کرج ، طی کرد و در همین دوران به واسطه ی حوادث
مربوط به وقوع انقلاب اسلامی در ایران ، او نیز مانند میلیون ها نوجوان و جوان ایرانی ، تحت تأثیر
جوّ عمومی انقلاب و مسائل مربوط به آن قرار گرفت که تأثیر فراوانی بر او داشت.
با وجود سنّ کم ، در تظاهرات مردمی علیه رژیم ظالم پهلوی شرکت می کرد و با مبارزین و
انقلابیّون ، همکاری داشت.
با پیروزی انقلاب اسلامی ، به طور مرتّب ، در مسجد محل ، نماز های جمعه و پایگاه های بسیج ،
حضور پیدا می کرد که فضای معنوی حاکم بر این مراکز ، نوجوانان پرشور و نشاط و فعّالی نظیر
حسین را به انسانی متدیّن ، متعهّد و فداکار تبدیل کرده بود.
در ادامه به طور مختصر به برخی از صفات و روحیات آن شهید بزرگوار ، اشاره می کنیم ؛


شهید فهمیده نو جوانی فعّال و کوشا بود. در خانه نیز ، بسیاری از کارها را بر عهده داشت.
برای انجام هر کاری آماده بود و سعی می کرد بیشتر کار های خانه را خود ، انجام دهد.
اصلا" نمی گذاشت که خواهران و یا مادرش ، برای خرید های معمول زندگی ، بیرون بروند.
دوست داشت در تمام کارها دخالت کند و به اصطلاح ، کارهای بزرگ ترها را انجام دهد.
با توجه به این که تأمین مخارج خانواده ای با 7 فرزند ، توسّط پدرش که شغل رانندگی داشت
سخت بود ، در تابستان ها برای کمک اقتصادی به خانواده ، در مغازه ای که برای او تهیّه کرده
بودند ، به هندوانه فروشی می پرداخت.

او در غیبت و حضور ، برای پدر و مادر ، حرمت خاصّی قائل بود.
هرگز در مقابل پدرش بی احترامی نمی کرد و به مادرش ، بیشتر احترام می گذاشت.
حتّی گاهی اوقات ، خواهرانش را وادار می کرد که کارهای خانه را انجام دهند تا مادرش ، زیاد به
زحمت نیفتد.

ایشان فردی باهوش بسیار بالا بود.معمولا" در کلاس ، درس را یاد می گرفت و کمتر احتیاج به درس
خواندن در خانه داشت.
همیشه شاگرد اوّل و دوّم و یا سوّم کلاس بود.
به درس خواندن و مطالعه علاقه وافری داشت.
تمام تکالیف مدرسه اش را خودش انجام می داد و از کسی کمک نمی گرفت.
هنگامی که درس داشت ، حاضر نمی شد به کار دیگری بپردازد و می گفت :
"تا درسم را نخوانم و تکالیفم را انجام ندهم ، جایی نمی روم و کار دیگری انجام نمی دهم "
غیر از کتاب های درسی ، کتاب های دیگری را نیز مطالعه می کرد و به نقّاشی هم علاقه داشت.

او با اینکه شرعا" به سنّ تکلیف ، نرسیده بود ، نماز می خواند و به مسجد می رفت ، قرآن تلاوت
می کرد و اذان نیز می گفت.
در مجالس روضه خوانی ، که همسایگان آن ها بر پا می کردند ، شرکت می کرد.
سعی می کرد در نماز های جمعه شرکت کند و خطبه های نماز جمعه ی تهران را که از تلویزیون پ
خش میشد ، می شنید.
در ایّام عزا داری و محرّم و صفر ، به همراه خانواده اش به قم می رفت و در مراسمات مذهبی شهر
قم ، شرکت می کرد.
حسین فهمیده ، غیرت دینی خاصّی داشت.
مثلا" نسبت به حجاب خیلی حسّاس بود و به خواهرانش در مورد حجاب ، به شدّت تأکید می کرد
و معتقد بود که دختر بچه ها از کودکی ، باید به حجاب عادت کنند.

شهید فهمیده بسیار خوش برخورد و خنده رو بود و با همه با چهره ای گشاده و باز ، برخورد می
کرد. خیلی زود با افراد می جوشید و گرم و صمیمی می شد.
نسبت به همه مؤدّب بود و احترام می گذاشت.
خیلی رک و صریح بود ، اگر نمی خواست کاری را انجام دهد ، صریحا" می گفت انجام نمی دهم ،
اگر بنا داشت چیزی را بپذیرد ، و یا تعهّدی بدهد ، به طور واضح و روشن ، آن را قبول می کرد.
قولی را که می داد ، به آن عمل می کرد و نسبت به وفای عهد ، حسّاس بود.
او دروغ نمی گفت و بسیار با تربیت بود.
ازحرف زشت و ناسزا بسیار بدش می آمد و می گفت :
"اگر احتمالا " با کسی دعوا می کنید ، کتک بخورید اما به هم فحش ندهید"

حسین فهمیده نوجوانی شجاع و نترس بود . وقتی می خواست کاری انجام دهد ، از موانع و
مشکلات سر راه نمی هراسید و جرأت عمل و جسارت داشت.
در اوایل انقلاب و قبل از شروع جنگ تحمیلی ، که گروه های ضدّ انقلاب در کردستان ، آشوب به پا
کرده بودند ، پاسداران انقلاب اسلامی ، برای پاکسازی منطقه ، از وجود اشرار ، در کردستان ،
فعّالیّت می کردند.
شهید فهمیده در عین کم سنّ و سالی ، خود را به کردستان می رساند و در آن جا چند روزی به
رزمندگان کمک می کرد تا اینکه پاسداران او را با زحمت زیاد ، به کرج بر می گردانند تا تحویل
خانواده اش نمایند.
مادرش را فرا خوانده و در حضور او می خواهند از حسین تعهّد بگیرند تا دیگر به کردستان نیاید ؛
ولی هر کاری می کنند او تعهّد نمی دهد و می گوید :
" بی خود ، خودتان را زحت ندهید ! اگر امام بگوید ، هر جا که باشد ، آماده ی رفتن هستم ،
من باید به مملکت خود ، خدمت کنم "
با شروع جنگ هم تصمیم می گیرد تا به جبهه برود و با متجاوزان عراقی بجنگد ، علیرغم مخالفت
های متعدّدی که برای رفتن او به جبهه می شود ، بالاخره به هر طریقی شده خود را به خوزستان
می رساند تا در جبهه ها حضور پیدا کند.

فهميده در بيان رهبري
رهبر معظم انقلاب ، مي فرمايند: زنده نگه داشتن ياد حادثه شهادت دانش آموز بسيجي ، شهيد
فهميده از اصالت هاي دفاع مقدس مي باشد .مقام معظم رهبري د رديدار با خانواده او در رابطه با
فداکاري و شجاعت او فرمودند: بروز چنين حوادثي که از تربيت صحيح واصالت هاي خانوادگي است،
صرفا درمحيط هاي اسلامي جلوه گري و نور افشاني مي کند.
فهميده از نگاه آويني
سيد شهيدان اهل قلم ، حاج مرتضي آويني ، در قسمتي از برنامه پنجم روايت فتح با نام شهري
درآسمان شهادت محمد حسين فهميده را اين گونه زيبا ترسيم مي کند: خرمشهر، از همان آغاز
خونين شهر شده بود. خرمشهر، خونين شهر شده بود. آيا طلعت را جز از منظر اين آفاق مي توان
نگريست ؟ آنان درغربت جنگيدند و با مظلوميت به شهادت رسيدند و پيکرهاي شان زير تانک هاي
شيطان تکه تکه شد و به آب و باد و خاک و آتش پيوست . اما... راز خون آشکار شد. راز خون را جز
شهدا در نمي يابند. گردش خون در رگ هاي زندگي شيرين است . اما ريختن آن در پاي محبوب ،
شيرين تر.... شايستگان آنانند که قلبشان را عشق تا آن جا انباشته است که ترس از مرگ جايي
براي ماندن ندارد. شايستگان جاودانانند. حکمرانان جزاير سرسبز اقيانوس بي انتهاي نور، که پرتوي
از آن همه کهکشان آسمان دوم را روشني بخشيده است.